#تدبر_در_قرآن
. .
ایوب علیه السلام صاحب مال و ثروت و همسران و فرزندان بسیاری بود... او کسی بود که خداوند قدرش را بالا برده و مقام پیامبری را به وی عطا کرده بود... اما در یک لحظه از شب یا روز، ناگهان همه‌ی خانواده و اموال خود را از دست داد و جز یکی از همسرانش کسی با او نماند... سپس امتحانش سخت‌تر شد و دچار بیماری بسیار سختی شد... قومش از حال او به شگفت آمدند و ترسیدند بیماری‌اش به آنان منتقل شود، پس او را از بین خود راندند... ایوب علیه السلام مجبور شد در خیمه‌ای در صحرا زندگی کند... بیماری او را درمانده کرده بود... بدنش تاول زده بود و مردم رهایش کرده بودند و حتی به او نزدیک نمی‌شدند... . .
از مجاهد رحمه الله درباره‌ی بیماری ایوب پرسیدند که آیا او دچار آبله بود؟ گفت: نه... بلکه بدتر از آبله... از بدنش تاول‌هایی بزرگتر از سینه‌ی زنان بیرون می‌آمد و سپس می‌ترکید که چرک و خونابه‌ی بسیاری از آن خارج می‌شد.... .
بیماری ایوب سال‌ها طول کشید و او مانند کوهی استوار صبر پیشه می‌کرد... .
روزی همسرش نزدش گریست... گفت: چرا می‌گریی؟ .
گفت: یاد عزت و مکانت و زندگی راحتی که داشتیم افتادم و سپس نگاهی به حال و روز امروزمان انداختم و گریستم... .
ایوب علیه السلام گفت: عزتی که در آن به سر می‌بردیم چقدر طول کشید؟ .
گفت: هفتاد سال... .
ایوب علیه السلام فرمود: اکنون چند وقت است که در این آزمایش به سر می‌بریم؟ .
گفت: هفت سال... .
پیامبر خدا ایوب علیه السلام فرمود: پس صبر کن تا اینکه هفتاد سال در این بلا بمانیم چنان‌که هفتاد سال در خوشی و رفاه بودیم... بعد اگر خواستی بی‌تابی کن یا صبر پیشه کن... .
روزها گذشت و ایوب در بستر بیماری به خود می‌پیچید... اما او یک قهرمان بود... اگر او را در حال بیماری می‌دیدی که چطور گوشتش و پوستش می‌ریخت می‌دانستی که چونان کوهی است که بادها و طوفان‌ها تکانش نمی‌دهد... زبانی ذاکر و قلبی شاکر و بدنی صابر و چشمی گریان و دعایی مستجاب... شیطان هرگز با دیدن بی‌تابی او شاد نشد... تا اینکه روزی از روزها دو مرد از نزد ایوب می‌گذشتند... یکی به دیگری گفت: گمان نمی‌کنم خداوند ایوب را چنین مبتلا نموده مگر به سبب گناهی که ما از آن بی‌خبریم! .
اینجا بود که ایوب دست به دعا برداشت و: . ﴿نَادَىٰ رَبَّهُۥٓ أَنِّي مَسَّنِيَ ٱلضُّرُّ وَأَنتَ أَرۡحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ٨٣﴾ [الأنبياء: ٨٣] . «... پروردگارش را فرا خواند که به من آسیب رسیده است و تو مهربان‌ترین مهربانانی»... . .
ادامه در کامنت بعدی🔻🔻🔻